تبليغاتX
بابلسر
 در مسابقات قايقراني المپياد ايرانيان, تيمهاي قايقراني مازندران در رده هاي مختلف با كسب 6 مدال طلا (بزرگسالان 3 طلا- جوانان يك طلا – نوجوانان 2 طلا), و كسب ۱۹ مدال در مجموع وبه كسب بهترين نتايج تاريخ قايقراني استان مازندران نائل آمدند.

همچنين آقاي ياسر هدايتي در بزرگسالان و موبين پاشنا در رده نوجوانان ستاره مسابقات اين دوره بودند.

 الف: رده بزرگسالان

1-  500 متر يكنفره كاياك ياسر هدايتي : مدال طلا   

2-  500 متر دونفره كاياك : ياسر هدايتي- حسين سينكايي : مدال طلا   

3- 1000  متر تك نفره كاياك حسين سينكايي : مدال نقره

4- 1000  متر دونفره  كاياك : ياسر هدايتي- حسين سينكايي : مدال طلا   

ب - رده جوانان

1-  500 متر تك نفره كاياك : مسعود قاسم پور : مدال برنز

2-  500 متر دونفره كاياك : حامي علي اكبرتبار- امين بوداغي : مدال نقره

3- 1000  متر دونفره كاياك : مسعود قاسم پور- امين بوداغي : مدال طلا   

4-  500 متر تك نفره كانو كانادايي : اميرحسين خدايار : مدال نقره

5- 500 متر دونفره كانو كانادايي : حسين برزگر- اميد پورعزيز : مدال نقره

ج - رده نوجوانان

1- 1000  متر تك نفره كانو كانادايي : موبين پاشنا : مدال طلا   

2-200     متر تك نفره كانو كانادايي : موبين پاشنا : مدال طلا   

نتايج تيمي :  رده نوجوانان : مقام اول كشور

                رده جوانان : مقام دوم كشور

            رده بزرگسالان : مقام سوم كشور

+ نوشته شده توسط babolsar.net در 86/06/04 و ساعت |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/08/09 و ساعت |
سيلور استاين

قطعه گمشده تنها نشسته بود

 در انتظار کسی که از راه برسد و او را با خود به جایی ببرد

بعضی ها با او جور در می آمدند اما نمی توانستند قل بخورند

بعضی دیگر قل می خوردند اما جور در نمی آمدند

بعضی ها بیش از اندازه قطعه گمشده داشتند

بعضی بیش از اندازه قطعه داشتند .تکمیل تکمیل !

بعضی خیلی ریز بین بودند

بعضی ها در عالم خودشان بودند و بی خیال می گذشتند

فکر کرد برای توجه دیگران خود را بیاراید

اما با این کار خجالتی ها از سر راهش فرار کردند

 

عاقبت یکی پیدا شد که کاملا جور در می آمد اما ناگهان

قطعه شروع به رشد کرد !

من نمی دانستم تو رشد می کنی

قطعه گمشده جواب داد "من هم نمی دانستم "

می روم پی قطعه گمشده خودم که بزرگ هم نمی شود

 

روزها گذشت تا یک روز

کسی آمد که با دیگران فرق داشت.

قطعه گمشده پرسید: "تو کی هستی؟"

دایره بزرگ گفت:"من دایره بزرگ هستم "

شاید من قطعه گمشده تو باشم

اما من قطعه ای گم نکرده ام و جایی برای جور در آمدن تو ندارم تو نمی توانی با من قل بخوری ولی شاید خودت تنهایی بتوانی قل بخوری

آخر من گوشه های تیزی دارم شکل من به درد قل خوردن نمی خورد

گوشه ها ساییده می شوند و شکل ها تغییر می کنند .خب من باید بروم

قطعه گمشده باز تنها ماند

آنوقت... آهسته ...آهسته...خود را از یک سو بالا کشید ...تلپی افتاد

باز بلند شد ...خودش را بالا کشید ...باز تالاپ ...شروع کرد به پیش رفتن

و به زودی لبه هایش شروع کرد به ساییده شدن

آنقدر از جایش بلند شد و افتاد

تا شکلش کم کم عوض شد

حالا به جای اینکه تلپی بیافتد قل خورد

نمی دانست به کجا اما ناراحت هم نبود

همین طور قل خورد و پیش رفت

+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/07/30 و ساعت |
دبير والامقام

همشهري مرد نكونام نميرد هرگز      مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند     Click to enlarge 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/07/25 و ساعت |

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زير لب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و بي‌ رهاورد برگردي .

 كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست .

مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت .

و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود .

هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود .

درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد. مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت .

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم .

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست. و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت. دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي !

درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم. و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست!!!...

انوشه انصاريوب سايت انوشه: http://www.anoushehansari.com/      وبلاگ انوشه: http://spaceblog.xprize.org/

لينك تصاوير 

به نظر شما چقدر از اين موفقيت متعلق به ايران است

گفته مي شود ايرانيان موفق ترين جامعه خارجي تحصيل كرده آمريكا هستند شما ايرانيان متعدد معروفي را مي شناسيد كه در شغل خود بهترين هستند. ولي چند تاي آنان عامل و حاكم پيشه خود هستند. و چند تا جزيي از يك سيستم هوشمند؟ همچنين هند بعنوان قدرت نرم افزاري شناخته مي شود ولي شما چند نرم افزار هندي از اين كشور ديده ايد؟ آيا اين فرهنگ ماست كه هميشه دوم موفق باشيم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/06/28 و ساعت |
یک زوج گیلانی طی دو روز و صعود ۴۸۵۰ متر ارتفاع بر فراز علم کوه پای سفره عقد نشستند !

ازدواج بر فراز علم كوه

 

گزارش تصویریalamkuh

 

alamkooh

صعود تابستانه قله علم کوه - مرداد ۸۵ - جبهه شمالی

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

همایش سراسری ۵۰۰۰ نفر پای قله دماوند به مناسبت نیمه شعبان توسط تربیت بدنی استان مازندران

۵۰۰۰ نفر از تمامی مازندران در پای پناهگاه اول جمع شدند. عصر سرتاسر آن منطقه پوشیده از زباله بود. البته هدف همگانی کردن ورزش کوهنوردی بود و بس !  به امید روزی که همه بتوانند تا قله دماوند صعود کنند آن هم در یک روز     و تصاوير:         دماوند

همايش استاني در دماوند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/06/26 و ساعت |

چشنواره مجسمه های شنی بابلسرجشنواره مجسمه هاي شني بابلسر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/06/16 و ساعت |

گروهي از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري و اجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس هاي ناشي از كار و زندگي كشيده شد. استاد براي پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه خوري هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند. پس از آنكه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگي قهوه خوري هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات و استرس هاي شما هم همين است. شما فقط بهترين ها را براي خود مي خواهيد. قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در اين حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد. به اين ترتيب اگر زندگي قهوه باشد، شغل، پول، موقعيت اجتماعي و ... همان قهوه خوري هاي متعدد هستند. آنها فقط ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت. گاهي، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوري هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم. پس دوستان من، حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جاي آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببري.

time zone

+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/06/16 و ساعت |

Babolsar Special Photosriver

ابلسر در قديم مشهدسر نام داشت. احتمالاُ اين نام از واقعهْ شهادت امامزاده ابراهيم ابوجواب ملقب به اطهر ، برادر امام رضا (ع) كه در آنجا مدفون است ، اخذ شده باشد . شهر فعلي بابلسر بيش از صدسال قدمت دارد و در مصب رودخانهْ بابل استقرار يافته است . اين شهر در گذشته به عنوان بندرو مركز تجارت ايران و روسيه رونق داشت . هنگامي كه تجارت بين ايران و روسيه تقليل يافت و بنادر تركمن ، نوشهر و انزلي آباد گرديد، بندر بابلسر موقعيت خود را از دست داد، ولي در دوران اخير بيش از نقاط ديگر شمال مورد توجه رضاشاه قرار گرفت و به صورت شهر كوچك ، ولي زيبا درآمد كه اكنون يكي از بهترين و زيباترين گردشگاهها و استراحت گاههاي شمال ايران به شمار مي رود.

بابلسر از جمله شهرستان هاي زيبا و ترويستي استان است كه تماما در منطقه جلگه اي و در كنار ساحل واقع شده است . رودخانه بابلرود از وسط بابلسر مي گذرد و شهر را به دو قسمت تقسيم كرده است . دو پل زيبا ، كه يكي از آنها توسط آلماني ها و ديگري توسط متخصصان ايراني احداث گرديده زيبايي منحصر بفردي را براي شهر ايجاد كرده ، آب رودخانه بابلسر چون به دريا متصل است به همراه بالا آمدن آب دريا بالا مي آيد . اسكله هاي قايقراني در كنار رودخانه بابلسر با انواع قايقهاي متعدد و پدالو به جذابيت اين رودخانه افزوده است . در شبهای بابلسر روشنايي در شب و انعكاس نور به داخل آب رودخانه فضاي دلپذيري را براي مسافران و گردشگران فراهم مي آورد . البته در كنار اين رودخانه ، پياده رو و فضاي اقامتي به صورت زيبا وجود دارد . درختان صنوبر در دو طرف جاده مانند چتر ، سايه گردشگران بابلسر را در روز فراهم مي آورند .

كشتي هاي ماهيگيران ، زيبايي اين شهر را چندين برابر افزايش داده و وجود ساحل زيبا در كنار هشت پاركينگ در قسمت غرب شهر بابلسر در تابستان با طرحهاي دريا كه به صورت جداگانه براي مردان و زنان ايجاد شده براي گردشگران شهر بابلسر قابل استفاده مي باشد .

از ديگ جاذبه هاي شهر بابلسر منطقه زيباي ميررود مي باشد كه يك مجتمع تفريحي است كه در دست احداث است (سال 80)‌ وجود شهركهاي درياكنار ، خزر شهر شمالي و جنوبي ، درياسر شهر بابلسر را به عنوان يك منطق توريستي تبديل كرده است . اقامت يك شب در بابلسر با مجموعه اقامتي مرتب و زيبا و شنا در ساحل اين شهر و گشت دريايي بهترين اوقات را براي تورهاي يكروزه و گردشگران فراهم مي آورد . لازم به ذكر است در بابلسر ورزش اسكي و قايقراني در دريا و رودخانه براي علاقمندان داير است . قايقهاي تندرو در اين شهر مي تواند سفر درياي خوبي را براي شما فراهم آورد . اماكن ديدني ديگر شهرستان بابلسر عبارتند از :‌

بقعه تاريخي امامزاده ابراهيم بابلسر

اين بنا در قرن نهم هجري در مركز شهر بابلسر ساخته شد و يكي از زيارتگاههاي مهم مازندران به شمار مي رود بين اهالي به امامزاده ابوجواب نيز معروف است . مصالح عمده آن آجر ، ملاط ساروج و كاشي بوده و گنبد هرمي شكل آن عظمتي خاص دارد . اين بنا از نظر دارا بودن آثار ارزشمند و هنري مانند درهاي نفيس ، صندوق چوبين و كتيبه هاي متعدد شهرت دارد . روي درهاي آن نيز سه تاريخ سالهاي 858 ،‌857 ،‌841 هجري قمري حك شده است .                  

river + bridge

Babolsar township

Babolsar is one of the torism attractive and beautiful cities of the province, of the sea side.
Babol rod river passes through the babolsar and divides it in two parts, two bridge are made on the river, one is made by german engineers and the second one by iranian experts.
From distance babolsar bridge gives special view to the sity, in the river many people do boating.
There is side pass both  side of the river, so travellers and tourists can walk and sit and have nice time, having  meal and staying at night.
Babolsar has beautiful beach, Another attractive place for the tourists is a new under going constraction of mir rod area and presence of darya kenar, north south khazar shahr, and darya sar colonies.
One day staying in babolsar, having provided facilities would be very pleasant for tourists.
There is skiing every day.
Traveling by speed boat in long distance from the shore is very interesting.

Babolsar is a city in Iran.It is located on the southern coast of the Caspian sea, in Mazandaran province. Since the Babol river passes through the city, both the bank of the river and the beach of the sea potentially form excellent tourist attractions in the city.

The existence of the central organization and the major faculties of the University of Mazandaran here, means that a significant scientific environment exists in this city. The availability of good fertile land including paddy fields around the city forms a beautiful landscape which is very pleasant to visitors. Babolsar has an area of 446 sq.km and the population of the city itself is just over 300,000, but the construction of some new tourist towns nearby, increases the population by up to a hundred thousand in some seasons of the year.

Formerly it used to be called "Mashhadsar", which "literally means "place of martyrdom" having more than 100 years of antiguity and is developed in the mouth of Babol River. In the past, this city was flourishing as a port and the center of Iran-Russia trade. When this commercial relation diminished, this port lost its importance. But again in early Pahlavi time, it was paid due attention and was changed to a small and beautiful city. Now, it is one of the best recreational places of the north of Iran. The important natural, historical and cultural sites of the city are:

* Babolsar bridge across Babolsar river,  * Beautiful banks of Babolsar river,  * Local bazaars,   * Old Babolsar

Babolsar city in Mazandaran province
 
The township of Babolsar stretches out in a north-south direction, to the north of which is the township of Babolsar, and the coastal plains. Whereas, to the south is the township of Damavand, in the Tehran province. Apart from the northern sector and central sections that are located in the plains, the southern segment in the mountainous region, being cold in the upper areas and humid and temperate in the plains.
The original name of the city was Mamtir and in the 10th century AH. the city of Barforoosh came up in its place and in the year 160 AH. Maziyar Ebne Qaran constructed the Jame` Mosque.
During the Savafid and Qajar eras the city prospered and thrived specially in the economic field and took an important position during the reign of Fathali Shah. Before the October revolution in Russia, Babol maintained commercial ties with Russia, via the Port of Babolsar, and thereby became one of the important trading centers in Mazandaran province.
Today, it is one of the most beautiful cities of the province and is located 268 km. from Tehran

break water


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط babolsar.net در 85/03/02 و ساعت |